چرا این وبلاگ ساختم؟
سلام مامان رستا خوبی تربچه قرمز من چطوره منم خیلی دوستتون دارم و دلم برات تنگیده بخدا
ولی اکشال نداره بزار این تربچه قرمز که من میدونم پسره به دنیا بیاد تلافیش یه گاز گنده از اون لپش بگیرم که لپش کنده بشه حالا وایسا و نگاه کن
ازت ممنونم دوست خوبم که من و به این مسابقه دعوت کردی .وچرا این وبلاگ ساختم در اصل این وبلاگ خواهر بزرگم فریده برام درست کرد که ازش خیلی ممنونم
.من اصلا از این وبلاگها خبر نداشتم و سرگرم گذروندن دوران بارداریم بودم تا اینکه یه روز فریده زنگ زد و گفت فریبا من یه کاری کردم گفتم چیکار کردی نگفت بعد گفت با اسمت یه کاری کردم هرچی گفتم بگو نگفت گفت توی کامپیوتر و هر وقت اومدی خونمون نشونت میدم تا اینکه یه روز از راه دکتر رفتم خونشون و گفتم نشونم بده گفت اول حدس بزن منم چندتا چی گفتم و در آخر شانسی گفتم وبلاگ ساختی و با
گفت از کجا فهمیدی از اونجایی که با اون شوهر گوگولی مگولیش
پدر کشتگی دارم گفتم امیر گفته تا یکم فریده بزنتش و دلم خنک شه 
ولی خارج از شوخی خیلی خوشحالم که میتونم از اولین روز 3نفره شدنمان و تمام لحظات دوران بارداریم و به دنیا اومدن دخترم سارینا و ......ثبت کنم تا یادگاری از تمام مراحل زندگی 3نفره شدنمان برایش تا ابد باقی بماند و در زمان نبود ما یادی از ما بکند و بداند در کودکیش چه اتفاقهایی رخ داده و در آخر امیدوارم تمام صفحات این وبلاگ فقط و فقط پر بشه از لحظات خوب و خوش و شیرین و خنده و شوخی الهی به امید تو...................آمین


چرا این وبلاگ ساختم؟
